ارزش های اخلاقی در نظام درمانی

ریتزر در کتاب مک دونالدی شدن به سه ارزش اخلاقی که در نظام آموزش و پرورش کشورش بیشتر  از همه مورد تاکید قرار میگیرند اشاره میکند :

respect, honesty and responsibility

احترام، صداقت و مسولیت پذیری.

در نظر گرفتن این ارزشها از سوی درمانگران، قطعا آثار مفید زیادی در بر خواهد داشت.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢۱


خیالت راحت نباشد!

نگرانی احساس خوبی نیست. بنابراین ما  خوشحال میشویم اگر کسی که بهش اعتماد داریم مثلا یک پزشک، به ما بگوید: «چیزی نیست؛ خیالت راحت باشد». اما این احساس خوب ممکن است سرانجامی تلخ داشته باشد، اگر بعدها معلوم شود چیزی وجود داشته است، ولی به دلیل آسوده شدن نابه‌جای خیال،  راهی نیافته ایم و کاری نکرده ایم و آن چیز کوچک تبدیل به یک دردسر بزرگ شده است.

گاهی هم  کسی که انسان را گمراه میکند و به او  آرامش خاطر نابه‌جا می‌دهد، هیچ کس نیست جز خود آدم. انسانی که شهامت روبه‌رو شدن با موارد نگران‌کننده را نداشته باشد، ممکن است به کار‌های بی‌فایده، ولی آرامش‌بخش گرایش پیدا کند.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٥


رقابت تعاریف در فرایند پزشکی شدن

از یک نفر انتظار میرود کار الف را انجام بدهد. اما فکر ب به ذهن او خطور میکند و او کار ج را انجام میدهد! مثلا یک دانش آموز که باید به درس معلم گوش بدهد، به تخیلات خودش مشغول است و به همین دلیل به پنجره خیره میشود.  اگر این فرایند منافع افراد دارای قدرت (والدین در خانواده، معلمان در کلاسهای درس...) را تهدید نکند، به عنوان مشکل محسوب نمیشود. اما اگر صاحبان قدرت از قبیل معلمان در مثال بالا از این فرایند ناراضی باشند، آن را به عنوان نوعی انحراف اجتماعی محسوب میکنند و در صدد کنترل آن بر میآیند. نکته دیگری که ممکن است توجیه کننده انحراف بودن آن فرایند باشد، تعریف هنجار بر اساس رفتارهای اکثریت است. 

انحراف اجتماعی چگونه کنترل میشود؟ بر اساس رفتار موردنظر و جامعه مورد بحث جواب میتواند متفاوت باشد و ارگان های کنترل کننده ممکن است نهادهای قانونی، مذهبی و حتا پزشکی باشند. برای دخالت کردن نهاد پزشکی، لازم است فرایند طبی نمایی (medicalization) طی شود. طبی نمایی مراحلی دارد از قبیل ذکر علت پزشکی برای فرایند مورد نظر در یک مجله علمی، پذیرش این تعریف از سوی افراد و نهادهای ذی ربط، در خاتمه نهادینه شدن تشخیص و درمان آن تعریف جدید پزشکی.

اما در این فرایند ممکن است رقابت هایی وجود داشته باشد. مثلا فرایندی که در ابتدای بحث توصیف شد ممکن است به سه صورت مختلف توجیه شود. از سویی اگر مهمترین مشکل فرد انجام نشدن کار الف (گوش نکردن به صحبت های آموزگار) تلقی شود، این فرایند میتواند به عنوان اختلال کم توجهی و بیش فعالی شناخته گردد و افکار ب و رفتار ج از نشانه های فرعی آن محسوب گردند. اگر محوریت با ورود ناخواسته افکار ب به ذهن قرار گیرند، فرایند میتواند وسواس فکری شناخته شود که منجر به رفتار جبری ج میشود و از عوارض جنبی آن نپرداختن به کار الف است. در پایان اگر تعریف پزشکی بر مبنای ارتکاب رفتار ج صورت پذیرد، این وضعیت میتواند به عنوان یک اعتیاد رفتاری شناخته شود و افکار ب و عدم پرداختن به الف هم خصوصیات جنبی آن خواهند بود.

برای یک محقق که فرایندی را با عنوان خاصی میشناسد، تقریبا غیرممکن است که بتواند سایر تعاریف رقیب را شناسایی کند. تمام موتورهای جست و جو بر اساس «کلمات» هستند. شما نمیتوانید از گوگل سوال کنید «این پدیده» را جست و جو کن. و در صورت نام گذاری متفاوت یک پدیده، اطلاع از سایر اسامی کار ساده ای نیست و علم ممکن است در مورد یک موضوع به طور جداگانه رشد کند (جزیره های علمی).

در پایان یادآوری کنم که تعاریف روانپزشکی ملاکی جسمی برای تشخیص ندارند.  تلاش برای افتراق بین حالتهای مختلف بر اساس موارد نمونه (typical cases) ممکن است اطمینان خاطری برای درمانگران ایجاد کند، اما در عمل مراجعان ممکن است آمیخته ای از حالات مختلف باشند و بالقوه این امکان وجود دارد که پزشکان مختلف برای یک بیمار خاص تشخیصهای مختلفی را مطرح نمایند. پدیده ای که در ایران همه ی ما کم و بیش تجربه آن را داریم.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢