رقابت مفاهیم در فرایند پزشکی شدن

پدیده پزشکی شدن (medicalization) مفهومی است که توسط ایوان ایلیچ (Ivan Illich) و میشل فوکو (Michel Foucault) رواج پیدا کرد و به گسترش دامنه فعالیت‌های درمانگران از قبیل افزایش دخالت آنها در فرایندهای تولد و مرگ اشاره می‌کند. به طور معمول تصور بر این است که با افزایش میزان دخالت، قدرت نیز بیشتر می‌شود؛ به همین دلیل، اصطلاح پزشکی‌شدن ممکن است برای اشاره به راهکارهای توسعه‌طلبانه و قدرت‌طلبانه به کار برود (١).

ممکن است خصوصیات برخی افراد که ناهنجار تلقی شده‌اند، در طی فرایند پزشکی‌شدن به عنوان یک مشکل پزشکی معرفی شوند، و خصوصیات مذکور به یک برچسب (تشخیص) مرتبط گردند. اما در طی فرایند پزشکی شدن، ممکن است رقابتی میان مفاهیم صورت بگیرد.

رقابت نوع ١

در این حالت تشخیص مشترک است، اما بحث بر سر اصلی بودن خصوصیات مرتبط است. مثلا در اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، بحث شود که کدام نشانه، علت اصلی مشکلات است (کم‌بودن تمرکز یا زیاد بودن فعالیت جسمی یا تکانشی بودن).

رقابت نوع ٢

در این حالت نیز تشخیص مشترک است، اما بحث بر سر در برگرفتن خصوصیات است. برای مثال برخی از مولفان «احساس قریب الوقوع بدبختی» و «عدم توانایی انجام کارهای روتین» را از نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی می‌دانند، ولی در  DSM-IV-TR به اینها اشاره ای نشده است.

رقابت نوع ٣

در این حالت نیز تشخیص مشترک است و رقابت بر سر سبب‌شناسی و در نتیجه درمان بیماری است. برای مثال، با تاکید بر نقص ناقل‌های عصبی به عنوان علت اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، درمان دارویی وجاهت پیدا میکند؛ و با تاکید بر علل اجتماعی مداخلات روانی و اجتماعی منطقی می‌شوند. نکته جالب این‌جاست که در عمل امکان بررسی سبب شناسی کم‌تر فراهم است و عمدتا به دلیل موثر بودن درمان دارویی، سبب شناسی زیست‌شناختی مطرح شده است. از آن جایی که روانپزشکان و روانشناسان به انواع مختلفی از درمان می‌پردازند، این رقابت، نوعی رقابت حرفه‌ای نیز محسوب می‌شود.

رقابت نوع ۴

در این حالت دو تشخیص متفاوت مطرح میشود، اما خصوصیات مورد نظر مشابه و یا تا حد زیادی مشترک هستند. این رقابت معمولا نهفته است، چون هر یک از درمانگران تنها به یک نوع تشخیص اعتقاد دارند.

لازم است مفهوم فوق از مفاهیم زیر تفکیک گردد:

هم‌زمانی ابتلا (co-morbidity): در این شرایط در یک فرد، دو تشخیص که نشانه‌های متفاوتی دارند  موجود است.

تشخیص افتراقی (differential diagnosis): در این حالت یک درمانگر در فردی نشانه‌های را دیده است و تلاش می‌کند یک تشخیص را برای آن فرد انتخاب کند و  به بررسی تشخیص‌هایی که در آن نشانه مشترک هستند می‌پردازند.

 

به دلیل که در روانپزشکی روش قطعی (Gold standard) جسمی برای تصمیم‌گیری در رقابت‌ها وجود ندارد، نمی‌توان از این رقابت‌ها اجتناب کرد. معمولا مفهومی که از حمایت افراد و سازمان‌های قوی‌تری برخوردار باشد، رواج بیشتری پیدا می‌کند.

 

1) Scot J, Marshall G, (2005) Oxford Dictionary of sociology, Oxford University Press, New York.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۸


نقل و انتقال

برخی مطالب این وبلاگ، به وبلاگهای زیر منتقل شدند:

- نکته سنجی ( http://criticalobservation.persianblog.ir/  )

- اختلال کم توجهی و بیش فعالی در بزرگسالان (http://adultadhd.persianblog.ir/ )

- فلسفه علم ( http://philosophyofknowledge.persianblog.ir/ )

- روش تحقیق ( http://researchmethod.persianblog.ir/ )

- مثنوی نو ( http://psarrami.persianblog.ir/ )

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳
تگ ها :


پارک بانوان

بعد از دیدن مصاحبه ی جالب خانم تهمینه میلانی (http://iranianuk.com/article.php?id=28912 )، به نظرم رسید بد نیست اشاره‌ای ‌کنم که بنا به تئوری اروتیک نمودن که پیش تر مطرح کرده بودم، نظر خانم میلانی درست است و اقداماتی از قبیل جدا سازی جنسیتی در جهت تقویت مفاهیم اروتیک عمل کرده و فرایند اروتیک نمودن را تشدید می‌کنند. این تئوری به خوبی توضیح می دهد که چرا در خاور میانه جست و جوی کلمات جنسی در  گوگل بیشتر از سایر دنیاست و چرا برخی سیاست ها نتیجه ی عکس می دهند. کسانی که این تئوری را قبول ندارند، باید یک تئوری جایگزین برای این قبیل مشاهدات ارائه کنند.

نکته ی دیگر در مورد مجری مصاحبه کننده است، که سعی در دفاع از طرح مذکور می کرد و از روش های مختلفی نظیر القای نظر با پرسیدن سوال های تلقین کننده، اتهام به لج بازی (مرغ یک پا دارد) و در نهایت عوض کردن بحث استفاده نمود.

**********

شهاب(http://shbesf.persianblog.ir/):

"کسانی که این تئوری را قبول ندارند، باید یک تئوری جایگزین برای این قبیل مشاهدات ارائه کنند."
با مثال نقض نیز می توان اشکال یک تئوری را نشان داد، لازم نیست حتما تئوری جایگزینی معرفی شود. ظاهرا فرض خانم میلانی این است که با ایجاد اماکن مختلط جهت ورزش، آفتاب گرفتن و احتمالا در آینده شنا و سونا می توان از اروتیک شدن جامعه جلوگیری کرد! با این حساب هم اکنون در جوامع اروپایی دیگر هیچ چیز اروتیکی نباید باقی مانده باشد! اینکه جستجوی اینترنتی موضوعات جنسی در کشورهای اسلامی بیشتر از کشورهای اروپایی است دلیل بر این نیست که جوامع اروپایی کمتر "اروتیک شده" هستند یا تقاضا برای سکس در آنها کمتر است. پس اینهمه مشتری مجلات و سایتها و شبکه های تلویزیونی پورنو و سکس شاپها و ... از کجا می آیند؟ طبیعی است که در اروپا افراد کمتر نیاز به جستجوی اینترنتی برای سکس دارند زیرا فروشندگان این خدمات به شیوه های گوناگون تبلیغات می کنند و مشتری های خود را جذب می کنند.

پاسخ:

نکته ای که باید توضیح بدهم این است که مفهومی که از اروتیک بودن طلب کرده ام با ارتکاب رفتارهای جنسی و میزان تقاضا برای سکس فرق دارد (هر چند این دو  بی‌ارتباط نیستند). من چون فکر میکنم در کشورهای اسلامی برخی مسائل جنسی در خفا رخ میدهند، نمیتوانم بر میزان ارتکاب رفتارهای مذکور در  این کشورها و مقایسه آن با کشورهای اروپایی اظهار نظر کنم. اما میزان اروتیک بودن در کشورهای اسلامی بیشتر است! این حرف یعنی چه؟ یعنی  مسائلی وجود دارد در کشورهای اسلامی که معنا و مفهوم جنسی دارند، در حالی که از همان مسائل در اروپا معنای جنسی برداشت نمی‌شود. چیزهایی که از آنها مفهوم اروتیک استنباط میشود در این کشورها پخش تر هستند و مکان و شرایط گسترده تری را اشغال کرده اند. اگر اماکن مختلط و ... ایجاد شود، من نمیدانم بر میزان رفتارهای جنسی چه تاثیری میگذارد (واقعن نمیدانم)، اما در دراز مدت احتمال میدهم که از میزان اروتیک نمایی بکاهد.
نکته ی دیگر این که چرا گفته ام در صورت رد اروتیک نمودن باید تئوری دیگری ارائه شود؟ چون به هر حال مشاهده هایی وجود دارند از قبیل این که برخی سیاست ها نتیجه ی مورد نظر را نداده اند. باید علت این قبیل امور به درستی روشن شود و نباید ساده از کنار آنها رد شد. مشکل این جاست که در بسیاری از موارد پاسخ های نامناسب راه را بر فکر و تلاش بیشتر می بندند. پاسخ هایی نظیر انداختن تقصیر به گردن دشمن خارجی یا سرزنش مردم به خاطر ضعف اخلاقی... با کمک تئوری اروتیک نمودن میتوان مسائل را بهتر فهمید و در سیاست گذاری ها هم از اقدامات پرهزینه و کم فایده خودداری کرد.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳


جامعه شناسی استرس و بی مبالاتی های جنسی

در روانشناسی به ارتباط استرس (فشارهای روانی-اجتماعی) و بی مبالاتی های جنسی اشاره شده است. افرادی که تحت استرس قرار می گیرند ممکن است این فشار را به صورت رفتارهای خارج از کنترل تخلیه کنند. در جرم شناسی هم آمده است در زمان جنگ و قحطی بروز فحشا در جوامع گسترش مییابد؛ که البته دلایلی که جرم شناسان جست و جو میکنند متفاوت از بحث روانشناسی یاد شده است.

اما برای من جالب است که آیا میشود بین این دو امر ارتباط برقرار کرد؟ یعنی آیا میشود ادعا کرد که اگر در جامعه ای میزان استرس در اقشار بیشتری از جامعه افزایش پیدا کند، این امر منجر به افزایش بی مبالاتی های جنسی در سطح کلان میشود؟

اگر این امر قابل بررسی و اثبات باشد، شاید بشود به برخی سوال هایی که پیشتر با تئوری اروتیک نمایی(eroticization) در صدد جواب دادن به آنها بودم، از زاویه ای متفاوت پاسخ داد.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳


رومانتیک نمودن روسپی‌گری؟

مطلب زیر در چند وبلاگ مختلف ذکر شده، از لحاظ مختلف میتوان مورد بررسی و تامل قرار بگیرد:

http://farhanggoftego.org/F-G.php?li=0&mid=2&nid=haupt&news-id=1406

 اما نکته ای که برایم جالب است این است که آیا این چهره ی فانتزی از زندگی یک روسپی واقعیت دارد؟

من در یک تحقیق که چند سال قبل در تهران انجام دادم با چند نفر از این افراد (به همراه سایر اعضای تیم تحقیق) مصاحبه کردم. بر اساس این مشاهده من این افراد را به دو گروه تقسیم کردم، یک گروه نوجوان هایی بودند که دچار مشکلات روحی و خانوادگی بوده و به خود تخریبی از طریق مصرف مواد مخدر، اقدام به خودکشی و ارتباط بی حساب و کتاب رو آورده بودند. گروه دوم زنانی بودند عمدتن بچه دار و بدون سرپرست که نیاز مالی در آنها مشهود بود.

 هر دو گروه وضع رقت انگیزی داشتند. سابقه خشونت و تحقیر شدن در بسیاری از موارد وجود داشت. زندگی های تاثر برانگیز آنها دارای نکات بسیار دردآوری بود از جمله این که خیلی از آنها قبل از این که به سن تشخیص برسند مسیر زندگی شان در بیراهه میافتاد. گروه اول دچار مشکلات خانوادگی میشدند (در این گروه مادر مناسب دیده نمیشد) و گروه دوم در سن بسیار پایین ازدواج نامناسب میکردند که چند سال بعد منجر به بیسرپرستی آنها میشد، آن هم با چند تا بچه.

از دیگر نکات این که آنها نمیتوانند در خیلی از موارد به قانون پناه ببرند و گویی که به خاطر وضعی که دارند در سایر موارد هم مقصرند و همین نکته زمینه ساز قربانی شدن آنها میشود. نکته ی بعدی برچسب روسپی است. از سویی واژه معادلی برای مردهایی که در این رابطه مشارکت دارند وجود ندارد و از سوی دیگر این واژه برای خیلی افراد به کار میرود بدون این که مصداق واقعی واژه در مورد آنها صدق بکند و جالب تر از همه این که در حین بررسی سابقه تحقیق متوجه شدم که برخی محققان از به کار بردن واژه شرم دارند و از کنایه هایی نظیر زنان ویژه و امثال آن استفاده میکنند.

 بهترین کار علمی که در این خصوص تاکنون در ایران انجام شده است به اعتقاد من کاری است که خانم ستاره فرمانفرمائیان در سال (تا جایی که به خاطر دارم) 1345 انجام داده بود که من با دیدن دقت علمی آن تحقیق، از پژوهشی که خودمان با شتاب مشغول انجام آن بودیم احساس شرمندگی کردم!

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳


گفت و گویی در خصوص اروتیک نمایی

با خواندن وبلاگ  آقای حسین قاضیان با ایشان به گفت و گویی در مورد مفهوم اروتیک نمایی و کاربرد آن در جامعه ی ایران داشتم که جالب بود و به روشن شدن مطلب کمک می‌کند. با تشکر از ایشان،‌ این گفت و گو را در ذیل ذکر می‌کنم (با ویرایش ادبی گفته های خودم):

______________________________________________________________________

پوریا صرامی: با نظر شما موافقم که سیاست هایی که ذکر کرده اید، نتیجه ی عکس میدهند. من برای تبیین علت این پدیده، تئوری اروتیک نمایی را مطرح کرده ام که در لینک زیر میتوانید آن را مطالعه نمایید:
http://medicalsociology.persianblog.ir/post/73/

___________________________________

آقای حسین قاضیان:  نظرتون رو خوندم. ولی متوجه نشدم درمیان آوردن این مفهوم برای «تبیین» چه چیزی بوده است. چون این فرآیندها، یعنی فرآیندهای تعریفی نه به موضوعات جنسی اختصاص دارد نه به جامعه‌یِ ما.

___________________________________

ح ق:  خوب پس از مطالعه‌یِ مطلب شما و چند پست دیگری که نوشته بودید، برای من روشن نشد آن‌چه شما می‌خواهید آن را تبیین کنید دقیقاً چیست؟ آیا علت اهمیت زیاد امور جنسی در جامعه‌یِ ماست؟ تفاوت میزان این اهمیت در جامعه‌های مختلف است؟ تفاوت نوع و شکل اهمیت امور جنسی در جامعه‌های مختلف است؟ علت تفاوت اندام‌‌هایِ بنا به تعریف جنسی است، در جامعه‌های مختلف؟ پس از روشن شدن صورت مساله است که می‌شود در مورد تناسب و شایستگی مفهوم «شهوانی‌سازی» ارزیابی کرد.

___________________________________

پ ص: من اروتیک نمایی را به عنوان یک مفهوم (تئوری) مطرح کرده ام تا بر اساس آن بتوان علت برخی مسائل را فهمید و برخی پدیده ها را توضیح داد (محدود به یک سوال خاص نمی‌شود). از جمله مواردی که این تئوری میتواند در ارتباط با آنها مفید باشد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
چرا زنان مسلمان در مالزی روسری به سر میکنند ولی بلوز آسیتن کوتاه میپوشند؟ در حالی که دیدن بازوهای زنان در ایران کاملا غیر طبیعی است؟
چرا در ایران عمده مردم در زمان و مکانهای بیشتری به مسائل جنسی فکر می‌کنند؟
چرا در غرب زنان و مردان در برخوردهای رسمی روبوسی می‌کنند، اما دو مرد هرگز باهم روبوسی نمی‌کنند؟
چرا هر چه بر کنترل رفتارهای جنسی تلاش بیشتری می‌شود، مردم حریص تر می‌شوند؟!

و امثال آنها که فکر کنم در وبلاگم بیشتر توضیح داده ام.

در ایران مسائل اروتیک گستردگی بیشتری دارند، ولی این امر الزامن به معنای اهمیت بیشتر مسائل جنسی نیست. مسائل جنسی در همه‌ی دنیا مهم اند، ولی در انگلستان، یک دانشجو موقع درس خواندن به درس فکر می‌کند، موقع غذا خوردن به غذایش، و شب ممکن است به مسائل جنسی! در ایران در بسیاری از موارد از صبح تا شب فکر افراد درگیر مسائل جنسی هستند. در انگلستان کسی که کنار دریا میرود به نیت شنا کردن و حمام افتاب می‌رود، اما در ایران «دال» دریا که گفته بشود، معنای جنسی در ذهن افراد وارد می‌شود.

بنابراین مفهوم مورد نظر، اهمیت مسائل جنسی نیست، در انگلستان هم مسائل جنسی برای افراد مهم اند، اما مکان و زمان خاص خودشان را دارند، و از همه‌ی اشیا و اشخاص معنای جنسی برداشت نمی‌شود.

در واقع معنای اروتیک ساختن، بخشی از یک فرایند عمومی‌تر  است که در وبلاگم تحت عنوان تئوری «معنای چیزها» ذکر کرده‌ام:

http://medicalsociology.persianblog.ir/post/95/

_________________________________________

ح ق: خوب پس می‌شود نتیجه بگیریم که:
الف: مساله‌ها از نطر شما این‌هاست:
چرا زنان مسلمان در مالزی روسری به سر میکنند ولی بلوز آسیتن کوتاه میپوشند؟ در حالی که دیدن بازوهای زنان در ایران کاملا غیر طبیعی است؟
چرا در ایران عمده مردم در زمان و مکانهای بیشتری به مسائل جنسی فکر میکنند؟
چرا در غرب زنان و مردان در برخوردهای رسمی روبوسی میکنند، اما دو مرد هرگز باهم روبوسی نمیکنند؟
چرا هر چه بر کنترل رفتارهای جنسی تلاش بیشتری میشود، مردم حریص تر میشوند؟!

ب: گزاره‌های پیشنهادی برای توضیح مساله‌ها این‌هاست:
1- مردم چیز‌ها را معنا می‌کنند.
2- مردم به بدن‌ها و اجزای آن معنای جنسی می بخشند.

حالا سوال این است که:
1- آیا همه‌یِ آن مسائل مشابه هم هستند؟ (من دست کم سه جور مساله تشخیص می‌دهم)
2- در صورت مشابهتِ مسائل، دو گزاره‌یِ یادشده رو چطور می‌خواهید برا ی توضیح آن ها مصرف کنید؟

______________________________________

پ ص:‌ بله، همان طور که گفته اید، جان مساله این است که معنایی که انسان‌ها برای چیزها (اشیا، اشخاص...) قائل هستند، چیزی نیست که در ذات آن چیزها نهفته باشد، و این معناها ساخته می‌شوند. اگر بازوی یک زن در ایران غیرعادی و محرک است، هیچ چیزی در زیست شناختی و ذات بیننده و یا بازوی دیده شده نیست که آن امر را ایجاد کند، بلکه این مفهوم در جامعه ساخته شده و به آن چیز (مثلا بازو) اتلاق شده است، ولی در یک جامعه‌ی دیگر، این فرایند ساخت معنای اروتیک برای بازو، یا برای بوسیدن گونه‌ی فردی از جنس مخالف و یا سایر مثال‌ها، ممکن است طی نشده باشد و این امر توضیح دهنده‌ی وجود تفاوت در جوامع است. ساخت معنا همواره یک فرایند عمدی نیست، مثلا اگر یک فرد اخلاقی از صحبت کردن یک پسر و دختر (با خیرخواهانه‌ترین نیت‌ها) جلوگیری کند، خود به خود و ناخواسته باعث می‌شود که «صحبت کردن دو نفر از جنس مخالف» مفهومی اروتیک پیدا کند. به همین دلیل در شرایطی که در یک جامعه ممکن است افراد از صرف صحبت کردن با فردی از جنس مخالف هیچ نوع مفهوم اروتیک دریافت نکنند، در جوامع مذهبی یا اخلاقی، وضع به گونه‌ی دیگری است. مثال آن موردی است که چند وقت پیش دیدم فردی استفتا از علما کرده که در حالی که روزه بوده، در یک مکالمه عادی با یک زن، جنب شده بود!
بنابراین مسائل یاد شده برخی‌شان مثال‌هایی از ساخت معنای اروتیک برای چیزها هستند، برخی شان به نتایج این فرایند اشاره می‌کنند.

____________________________________


ح ق:  حالا که روشن‌تر شد می‌تونم بگم من هم با این نوع تحلیل موافقم.

____________________________________

پ ص:‌ از توجه و دقت شما متشکرم.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳


اروتیک نمودن

افراد مونث گاه به گونه ای اروتیک (erotic) تلقی میشوند که گویی این امر از خصوصیات ذاتی شان است. در این نوشته پیشنهاد میشود که اروتیک بودن یک مفهوم ساخته شده (constructed) و وابسته به زمان و مکان و افراد مرتبط است. یک فرد که برای یک شخص و مکان و زمان خاص اروتیک محسوب می‌شود ممکن است برای شخص یا مکان و زمان دیگر این طور نباشد.

 

 

برخی امور که پیش تر اروتیک نبوده اند ممکن است طی فرایند اروتیک نمودن (eroticization) تبدیل به یک امر اروتیک شوند. مراحل این فرایند به گونه ای است که آن امر خاص توسط برخی افراد به عنوان یک امر اروتیک معرفی و سپس این تعریف به گونه ای گسترده در جامعه پذیرفته می‌شود. فرایند اروتیک نمودن یک راه یک طرفه نیست. گاهی در یک جامعه یک امر که اروتیک است، غیراروتیک (deeroticized) شده  و سپس ممکن است دوباره  بازاروتیک (reeroticized) گردد.

در ایران بسیاری از ویژگی‌های افراد مونث از قبیل موی سر آن‌ها اروتیک محسوب می‌شود . در کشورهای دیگر، حتا کشورهای مسلمان دیگر، موی سر ممکن است اروتیک نباشد و فرایند اروتیک نمودن موی سر زنان طی نشده باشد. در این جا بحث قانونی حجاب مد نظر نیست، بلکه نکته این است که آیا بیشتر مردم در یک جامعه موی سر را به عنوان یک امر اروتیک در نظر می‌گیرند یا نه. مثلا درمالزی فرایند اروتیک نمودن به گونه‌ای متفاوت از ایران طی شده است و زن‌های مسلمان ممکن است در عین پوشیدن مقنعه و پوشاندن کامل موها، بلوز آستین کوتاه بپوشند.

 فرایند اروتیک نمودن روند متغیری دارد و می‌تواند موارد جدیدی‌ از قبیل «چکمه» را در برگیرد . در ایران به ندرت مردها هم در این فرایند قرار گرفته و برخی خصوصیات آن‌ها هم ممکن است اروتیک-نموده (eroticized) شود.

 

اروتیک نمودن می‌تواند علاوه بر خصوصیات  جسمی یا ظاهری،  رفتارها را هم  دربرگیرد. مثلا بوسیدن مرد و زن در انگلستان الزامن یک عمل اروتیک نیست، اما در ایران هست. برعکس به دلیل رسمیت داشتن هم‌جنس‌گرایی در انگلستان، بوسیدن بین دو مرد اروتیک محسوب میشود، ولی در ایران این گونه نیست.

 برخی مسائل دیگر که در ایران اروتیک-نموده شده اند عبارت اند از حضور زن و مرد در یک محیط یا نشستن آنها کنار هم، برقراری تماس چشمی میان مرد و زن  و یا هر نوع  تماس جسمی میان زن و مرد. این موارد در کشورهای دیگر الزامن اروتیک نیستند. برعکس، گاهی مواردی که در ایران اروتیک نیستند ممکن است در کشورهای دیگر اروتیک باشند مثل رانندگی کردن زنان در عربستان.

  نکته‌ی جالب این است اگر چه زن‌ها در ایران به گونه ی گسترده ای اروتیک-نموده شده‌اند اما این امر جنبه ی انفعالی دارد و هر نوع میل اروتیک در افراد مونث انکار و مخفی می‌شود. برای مثال در برخی اخبار که زن‌ها به روابط  جنسی شان اشاره می‌کنند بدون استثنا از واژه‌های اذیت و آزار و یا اغفال شدن استفاده می‌شود. به همین خاطر، با وجود اروتیک-نموده بودن بسیار زن‌ها، بوسیدن یک زن توسط زن دیگر پذیرفته شده است، چون دو طرف فاقد انگیزه ی جنسی محسوب می‌شوند.

 علت فرایند اروتیک نمودن چیست؟ شاید به نظر برسد تاثیر گرفتن از دستورات دینی تنها ریشه‌ی آن باشد. اما وجود تفاوت در شکل و میزان فرایند اروتیک نمودن در جوامع دینی و کشورهای مختلف بحث را پیچیده می‌کند. شاید یکی از نکات مهم این باشد که اروتیک نمودن می‌تواند به عنوان سمبلی از قدرت نهادهای مختلف اجتماعی تلقی شود.

 

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳