جایگاه غذا در فرهنگ ایرانیان

 رژیم غذایی و مسائل مرتبط با آن از جمله چاقی از اهمیت پزشکی بسیاری برخوردار هستند و نگرش مردم به این موارد ‌می‌تواند مبحث مهمی برای تحقیق و پژوهش‌های جامعه‌شناختی باشند.

 

امروزه در جامعه ما برخی شرایط  عوض شده است، مثلا به نسبت دهه‌های قبل مردم راحت تر به مواد غذایی دسترسی دارند و از طرف دیگر از میزان فعالیتهای آنها کاسته شده، اما ممکن است متناسب با این تغییرات نگرش آنها تغییر نکرده باشد. هم چنین دانش پزشکی در زمینه مواد غذایی نیز بسیار بیشتر از گذشته‌ها شده است و به همین دلیل، بررسی نگرش مردم به غذا می‌تواند جالب و مفید باشد.

 

برای مثال هنوز (حتی در نزد متخصصان و حتی در انگلستان) بر اهمیت صبحانه بسیار تاکید میشود. اما آیا کسانی که  اضافه وزن دارند هم باید این توصیه را جدی بگیرند؟

 

علاوه بر آن به نظر می‌رسد که «غذا» در فرهنگ مردم ایران از جایگاه خاصی برخوردار باشد، برای مثال دعوت کردن/شدن به یک وعده غذایی خیلی مهم است، میزان علاقه مردم به غذای رایگان بیش از حد زیاد است و سایر موارد. در صورت اثبات این امر، لازم است که به علت آن پرداخت، برای مثال من یک فرضیه دارم که ممکن است اهمیت غذا  بازمانده کم‌بودهای گذشته از جمله قحطی دوران جنگ جهانی دوم باشد، زمانی که کشور در اشغال متحدین (انگلیس، آمریکا و روسیه) بود و بسیاری از مردم ایران در گرسنگی بودند و برخی مردند (هولوکاست ایرانیان به تعبیر یک تاریخدان ایرانی مقیم آمریکا).

 

از طرف دیگر، گاه باورهای سنتی مردم با دیدگاه پزشکی هم‌خوانی ندارند و مثلا کسانی که بیماری قلبی دارند ممکن است رعایت رژیم غذایی شان را با تکیه بر باورهای سنتی خود رعایت ننمایند. بدون جانب داری از دیدگاه پزشکی، میتوان با هدف بررسی اختلاف این دو دیدگاه  به بررسی نگرش اقشار خاصی از مردم (برای مثال بیماران قلبی) پرداخت. از یافته‌های این تحقیق میتوان به اشکال مختلف استفاده نمود.

 

نکته آخر این که تحقیقات کیفی می‌توانند نقش موثری برای بررسی موضوع‌های فوق داشته باشند.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧


ننگ‌زدایی از بیماری‌های روانی

چندی پیش مطلبی را مطالعه می‌کردم در راستای «ننگ‌زدایی» از بیماری‌های روانی. در آن مطلب اشاره شده بود که وینستون چرچیل همزمان که با آلمان در نبرد بوده، با افسردگی خودش هم دست به گریبان بوده است (یک جای دیگر هم کسی پیشنهاد کرده بود که او اختلال کم توجهی و بیش فعالی هم داشته است). و نویسنده مقاله گفته بود اگر چرچیل به خاطر بیماری روانی اش طرد و منزوی می‌شد، جامعه بریتانیا بسیار متضرر می‌شد.

در یک سخنرانی در یک محفل علمی در ناتینگهام انگلستان، شخصی که هم بیمارروانی بود و هم از کارکنان سازمان بهداشت بریتانیا به شمار می‌امد، در راستای همین ننگ‌زدایی در سخنرانی‌اش گفت که وی دارای سه بیماری روانی (افسردگی، وسواس و پارانویا) است و به شوخی گفت دوستانش به این خاطر به او حسادت می‌کنند!

چندی پیش شخصی (که برای سیاسی نشدن بحث از ذکر نام او خودداری می‌کنم، اما اشاره کنم که وی پزشک است و خود را مولف، مترجم  و ویراستار ١۴٠ (!!) کتاب در حوزه‌‌ی پزشکی و غیره می‌داند*) به منظور آسیب زدن به یکی از مقامات سیاسی کشور، با تکیه بر دانش (!) خود، داشتن بیماری روانی را به آن مقام سیاسی نسبت داده بود.

ناراحتی من به خاطر یک شخص خاص نیست، از این است که ازبیماری‌های روانی به عنوان تهمت و دشنام استفاده می‌شود.

 ای کاش اشخاص صاحب نام به راحتی به داشتن بیماری های روانی اشاره کنند، همان گونه که بسیاری از نویسندگان در زمینه بهداشت روان این کار را در کشورهای دیگر انجام می‌دهند. داشتن بیماری روانی عیب نیست، ننگ نیست، امری است که در طول زندگی دامن‌گیر بیشتر افراد می‌شود.

 

* بسیار محتمل است که آن بزرگوار (که از منتقدان جدی عدم صداقت، رانت‌خواری، و فریبکاری «دیگران» است) هرگز در عمرش یک کتاب هم ترجمه، تالیف یا ویراستاری نکرده باشد. چرا که به گمان من اگر ایشان فقط یک بار این کار ها را انجام داده بود، دست کم از میزان زمانی که انجام دادن این کارها نیاز دارند مطلع می‌شد و لاف معقول‌تری را انتخاب می‌کرد نه این که همزمان با هزار کار و مسولیت دیگر اعلام کند ١۴٠ کتاب هم ترجمه، تالیف یا ویراستاری کرده‌است. یا اگر ١۴٠ بار مصادره کننده حقوق معنوی کتاب‌هایی بوده که دیگران زحمت‌اش را کشیده‌اند، دست کم برای حفظ آبرویش آن را پنهان می‌کرد، نه این که به عنوان افتخار خبر ١۴٠ مرتبه سواستفاده از زحمت دیگران را در بوق و کرنا اعلام کند.

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٦


دندان من و نظام درمانی ایران و بریتانیا!

دیشب در حین خوردن یک غذای نرم یکی از دندان‌هایم شکست و نصف شد! امروز به دندانپزشک مراجعه کردم، و دکتر علت آن را عصب‌کشی دندان و اقدامات درمانی‌ بیش از حد (که در ایران انجام شده بودند) اعلام کرد. او برای من توضیح داد که عصب‌کشی عمر دندان‌ها را کم‌تر می‌کند. این جریان بهانه‌ای شد برای این که به مقایسه نظام درمانی ایران و بریتانیا بپردازدم.

 نظام بهداشت و درمانی بریتانیا  NHS دارای نقاط قوت و ضعف عمده‌ای است اما در این جا (چون در حال حاضر از دانپزشکان ایرانی شاکی هستم!) به ذکر برخی نکات مثبت نظام درمانی بریتانیا می‌پردازم:

در این نظام دولت عهده دار عمده اقدامات درمانی است و دولت هزینه درمانی افراد بی‌بضاعت، کودکان و زنان باردار را پرداخت می‌کند. در این شرایط، دولت به منظور کاهش هزینه‌های خود، تا جای ممکن علاقه‌مند به انجام ندادن اقدامات درمانی «بی‌مورد» است. از آن جا که پزشکان و دندانپزشکان  حقوق‌بگیر دولت هستند، سیاست مذکور را صرف نظر  از خوش‌آمد یا بدآمد مراجعان پیگیری می‌کنند. این وضعیت چشم‌گیرترین تفاوت این نظام درمانی با وضع موجود در ایران است. در ایران درمانگران بیشتر درآمد خود را از بخش خصوصی کسب می‌کنند و به همین دلیل برای کسب درآمد بیشتر و گاه جلب رضایت مراجعان، به انجام بیش از اندازه و گاه خطرناک اقدامات درمانی می‌پردازند.

در حال حاضر بنا به تجربه دانشجویانی که در بریتانیا تحصیل کرده‌اند، آنها در مدت سه یا چهار سال:

- خیلی به ندرت به پزشک متخصص ارجاع داده می‌شود.

 - بسیار به ندرت از آنتی‌بیوتیک استفاده می شود.

- میزان مراجعه به پزشک عمومی بسیار کم‌تر از ایران است (برای سرماخوردگی و نظیر آن از داروهای تب‌بر و مسکن که از فروشگاه‌ها قابل دسترسی هستند استفاده می‌کنند).

- هر شش ماه یک بار برای چک‌آپ به دندانپزشک مراجعه می‌کنند، پر کردن دندان‌ها تنها د رموارد کاملا ضروری انجام می‌شود و عصب‌کشی کاری که برای دندان مضر است شناخته می‌شود و تنها در حالت‌های استثنایی انجام می‌شود.

 

به عقیده من به منظور حفظ سلامتی مردم و افزایش اعتماد  مردم به درمانگران، جلوگیری از درمان‌های بی‌مورد و  صدمات ناشی از اقدامات پزشکی از اولین اولویت‌های نظام درمانی ماست.

جای تاسف است که در حال حاضر در ایران به دلیل شرایط موجود، باورها و عادت‌های نادرستی در زمینه درمان در مردم شکل گرفته است و اگر پزشکی به درستی از انجام یک درمان بی‌مورد خود‌داری کند، ممکن است با بی‌مهری و اعتراض مردم مواجه شود. به همین دلیل بررسی نگرش‌های مردم و درمانگران یک ضرورت تحقیقی در زمینه جامعه‌شناسی‌پزشکی محسوب می‌شود. 

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۳