گناه، جرم، بی‌ارادگی، یا بیماری؟

طبق بحث معنای چیزها  که پیشتر ذکر کرده بودم که ترکیبی از فلسفه‌های social constructionism و  پسا مدرن است، از یک پدیده ممکن است معناهای متفاوتی استنباط شود. در سطح خردو کلان این امر به رویکرد های متفاوتی منجر می‌شود.

برای مثال، فردی که به رغم آگاهی از ضررهای قماربازی، بی‌مبالاتی‌های جنسی، ولخرجی، دزدی و امثال آنها به این قبیل رفتارها اعتیاد دارد، به اشکال متفاوتی ممکن است دیده شود. تفسیر این پدیده به صورت یک نوع بیماری به فرایند پزشکی کردن  medicalization منجر می‌شود. همین فرآیند خود ممکن است به اشکال گوناگونی رخ دهد، به این نحو که پزشکان متفاوت یک فرد را به گونه‌های متفاوتی ببینند (موضوع تز دکترای من در حال حاضر).

جالب تر از همه، نوع نگاه فرد مرتکب به رفتارهایش است. این امر بسیار حائز اهمیت است و در شناخت‌درمانی افراد مذکور مهم است که نحوه نگرش فرد به رفتارش بررسی شود.

در برخی موارد،‌ افراد مرتکب نگاهی خوش‌بینانه به رفتار نادرست خود دارند و با دست کم گرفتن میزان و اهمیت آن و یا ذکر خاصیت هایی مثبت برای آن، سعی در کنار آمدن با رفتارشان دارند. از طرف دیگر ممکن است با نسبت دادن جنبه اخلاقی به رفتارشان به ملامت خود پرداخته و عزت نفس و اعتماد به نفس‌شان خدشه دار شود.

در کتابی که به تازگی در زمینه رفتارهای تکانشی مطالعه کردم، پیشنهاد شده است به رفتارها تنها به شکل بیماری نگاه شود. بدین ترتیب فرد از سویی توجیهی برای ارتکاب ندارد، و از سویی از زیر بار احساس‌های منفی غیرضروری رهایی می‌یابد.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۱