گفت و گویی در خصوص اروتیک نمایی

با خواندن وبلاگ  آقای حسین قاضیان با ایشان به گفت و گویی در مورد مفهوم اروتیک نمایی و کاربرد آن در جامعه ی ایران داشتم که جالب بود و به روشن شدن مطلب کمک می‌کند. با تشکر از ایشان،‌ این گفت و گو را در ذیل ذکر می‌کنم (با ویرایش ادبی گفته های خودم):

______________________________________________________________________

پوریا صرامی: با نظر شما موافقم که سیاست هایی که ذکر کرده اید، نتیجه ی عکس میدهند. من برای تبیین علت این پدیده، تئوری اروتیک نمایی را مطرح کرده ام که در لینک زیر میتوانید آن را مطالعه نمایید:
http://medicalsociology.persianblog.ir/post/73/

___________________________________

آقای حسین قاضیان:  نظرتون رو خوندم. ولی متوجه نشدم درمیان آوردن این مفهوم برای «تبیین» چه چیزی بوده است. چون این فرآیندها، یعنی فرآیندهای تعریفی نه به موضوعات جنسی اختصاص دارد نه به جامعه‌یِ ما.

___________________________________

ح ق:  خوب پس از مطالعه‌یِ مطلب شما و چند پست دیگری که نوشته بودید، برای من روشن نشد آن‌چه شما می‌خواهید آن را تبیین کنید دقیقاً چیست؟ آیا علت اهمیت زیاد امور جنسی در جامعه‌یِ ماست؟ تفاوت میزان این اهمیت در جامعه‌های مختلف است؟ تفاوت نوع و شکل اهمیت امور جنسی در جامعه‌های مختلف است؟ علت تفاوت اندام‌‌هایِ بنا به تعریف جنسی است، در جامعه‌های مختلف؟ پس از روشن شدن صورت مساله است که می‌شود در مورد تناسب و شایستگی مفهوم «شهوانی‌سازی» ارزیابی کرد.

___________________________________

پ ص: من اروتیک نمایی را به عنوان یک مفهوم (تئوری) مطرح کرده ام تا بر اساس آن بتوان علت برخی مسائل را فهمید و برخی پدیده ها را توضیح داد (محدود به یک سوال خاص نمی‌شود). از جمله مواردی که این تئوری میتواند در ارتباط با آنها مفید باشد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
چرا زنان مسلمان در مالزی روسری به سر میکنند ولی بلوز آسیتن کوتاه میپوشند؟ در حالی که دیدن بازوهای زنان در ایران کاملا غیر طبیعی است؟
چرا در ایران عمده مردم در زمان و مکانهای بیشتری به مسائل جنسی فکر می‌کنند؟
چرا در غرب زنان و مردان در برخوردهای رسمی روبوسی می‌کنند، اما دو مرد هرگز باهم روبوسی نمی‌کنند؟
چرا هر چه بر کنترل رفتارهای جنسی تلاش بیشتری می‌شود، مردم حریص تر می‌شوند؟!

و امثال آنها که فکر کنم در وبلاگم بیشتر توضیح داده ام.

در ایران مسائل اروتیک گستردگی بیشتری دارند، ولی این امر الزامن به معنای اهمیت بیشتر مسائل جنسی نیست. مسائل جنسی در همه‌ی دنیا مهم اند، ولی در انگلستان، یک دانشجو موقع درس خواندن به درس فکر می‌کند، موقع غذا خوردن به غذایش، و شب ممکن است به مسائل جنسی! در ایران در بسیاری از موارد از صبح تا شب فکر افراد درگیر مسائل جنسی هستند. در انگلستان کسی که کنار دریا میرود به نیت شنا کردن و حمام افتاب می‌رود، اما در ایران «دال» دریا که گفته بشود، معنای جنسی در ذهن افراد وارد می‌شود.

بنابراین مفهوم مورد نظر، اهمیت مسائل جنسی نیست، در انگلستان هم مسائل جنسی برای افراد مهم اند، اما مکان و زمان خاص خودشان را دارند، و از همه‌ی اشیا و اشخاص معنای جنسی برداشت نمی‌شود.

در واقع معنای اروتیک ساختن، بخشی از یک فرایند عمومی‌تر  است که در وبلاگم تحت عنوان تئوری «معنای چیزها» ذکر کرده‌ام:

http://medicalsociology.persianblog.ir/post/95/

_________________________________________

ح ق: خوب پس می‌شود نتیجه بگیریم که:
الف: مساله‌ها از نطر شما این‌هاست:
چرا زنان مسلمان در مالزی روسری به سر میکنند ولی بلوز آسیتن کوتاه میپوشند؟ در حالی که دیدن بازوهای زنان در ایران کاملا غیر طبیعی است؟
چرا در ایران عمده مردم در زمان و مکانهای بیشتری به مسائل جنسی فکر میکنند؟
چرا در غرب زنان و مردان در برخوردهای رسمی روبوسی میکنند، اما دو مرد هرگز باهم روبوسی نمیکنند؟
چرا هر چه بر کنترل رفتارهای جنسی تلاش بیشتری میشود، مردم حریص تر میشوند؟!

ب: گزاره‌های پیشنهادی برای توضیح مساله‌ها این‌هاست:
1- مردم چیز‌ها را معنا می‌کنند.
2- مردم به بدن‌ها و اجزای آن معنای جنسی می بخشند.

حالا سوال این است که:
1- آیا همه‌یِ آن مسائل مشابه هم هستند؟ (من دست کم سه جور مساله تشخیص می‌دهم)
2- در صورت مشابهتِ مسائل، دو گزاره‌یِ یادشده رو چطور می‌خواهید برا ی توضیح آن ها مصرف کنید؟

______________________________________

پ ص:‌ بله، همان طور که گفته اید، جان مساله این است که معنایی که انسان‌ها برای چیزها (اشیا، اشخاص...) قائل هستند، چیزی نیست که در ذات آن چیزها نهفته باشد، و این معناها ساخته می‌شوند. اگر بازوی یک زن در ایران غیرعادی و محرک است، هیچ چیزی در زیست شناختی و ذات بیننده و یا بازوی دیده شده نیست که آن امر را ایجاد کند، بلکه این مفهوم در جامعه ساخته شده و به آن چیز (مثلا بازو) اتلاق شده است، ولی در یک جامعه‌ی دیگر، این فرایند ساخت معنای اروتیک برای بازو، یا برای بوسیدن گونه‌ی فردی از جنس مخالف و یا سایر مثال‌ها، ممکن است طی نشده باشد و این امر توضیح دهنده‌ی وجود تفاوت در جوامع است. ساخت معنا همواره یک فرایند عمدی نیست، مثلا اگر یک فرد اخلاقی از صحبت کردن یک پسر و دختر (با خیرخواهانه‌ترین نیت‌ها) جلوگیری کند، خود به خود و ناخواسته باعث می‌شود که «صحبت کردن دو نفر از جنس مخالف» مفهومی اروتیک پیدا کند. به همین دلیل در شرایطی که در یک جامعه ممکن است افراد از صرف صحبت کردن با فردی از جنس مخالف هیچ نوع مفهوم اروتیک دریافت نکنند، در جوامع مذهبی یا اخلاقی، وضع به گونه‌ی دیگری است. مثال آن موردی است که چند وقت پیش دیدم فردی استفتا از علما کرده که در حالی که روزه بوده، در یک مکالمه عادی با یک زن، جنب شده بود!
بنابراین مسائل یاد شده برخی‌شان مثال‌هایی از ساخت معنای اروتیک برای چیزها هستند، برخی شان به نتایج این فرایند اشاره می‌کنند.

____________________________________


ح ق:  حالا که روشن‌تر شد می‌تونم بگم من هم با این نوع تحلیل موافقم.

____________________________________

پ ص:‌ از توجه و دقت شما متشکرم.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳