اولین همایش سراسری علوم انسانی سلامت

قرار بود این هفته در  همایش فوق در اصفهان شرکت کنم و مقاله ای با عنوان «بررسی تنوع دیدگاه ها و رویکردهای پزشکان و درمانگران» ارائه کنم، اما متاسفانه به دلایلی نتوانستم به ایران سفر کنم. 

به هر حال، این هم خلاصه مقاله ای که میخواستم ارائه کنم:

در تمام متون روانپزشکی نوین فرض بر این است که درمانگران از ملاک های ثابت تشخیص و درمان پیروی کرده و و آن گونه که ریتزر (Ritzer) در نظریه مک دونالدی شدن (McDonaldization) توصیف میکند، تلاش میشود تا خدمات درمانی با کیفیتی یکسان ارائه گردد. لذا فرض ضمنی در عمده سیاست گذاری های بهداشتی این است که چنانچه بیماری مشابه، به پزشکان متفاوت مراجعه کند، تشخیص و درمانی یکسان دریافت می نماید. حال آن که پاره ای از تحقیقات، از وجود تردید درمانگران نسبت به ملاکهای تشخیصی و درمانی، تفاوت در میزان آگاهی درمانگران از ملاک های موجود و وجود تعریف رقیب برای یک بیماری خاص (در فرایند medicalization) حکایت می کنند. علی رغم این که تفاوت و تنوع در بیماران و مراجعان نظام درمانی به کرات مورد بررسی شده است، تنوع و در دیدگاه ها و رویکردهای درمانگران کم تر مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش که در زمینه جامعه شناسی پزشکی، در حال حاضر به روش کیفی (Qualitative) در شهرهای اصفهان و اهواز در حال انجام شدن است، در ابتدا نظر شرکت کنندگان (پزشک عمومی، روانپزشک و روانشناس، نمونه گیری به روش Snowball) درخصوص شرح حال یک فرد فرضی با اختلال روانی خاص (vignette) به صورت کتبی پرسیده می شود و سپس مصاحبه عمقی نیمه ساختاریافته با شرکت کنندگان صورت میگیرد. متون حاصل از دو بخش پژوهش با کمک نرم افزار Nvivo مورد تجزیه و تحلیل کیفی قرار خواهد گرفت و نتایج با طبقه بندی یافته ها و ارائه مثالهای شاخص ارائه خواهد شد.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٤