الهی پولت خرج دوا و درمان نشود!

یکی از مشکلات عمده فرهنگی ما ایرانیان تعارض با مفهوم مادیات و پول است. پول در زبان بیشتر مردم بد، خواستنش زشت و داشتنش برانگیزنده احساسات بد دیگران است. اما در عمل، ممکن است رفتار بیشتر مردم جور دیگری باشد. 

 به چند صورت گوناگون این مفهوم را میشود در جامعه شناسی پزشکی بررسی کرد (تمام موارد ذیل غیر قطعی و پیشنهادهایی برای تحقیق هستند):

۱. خوب بودن وضعیت مالی برخی پزشکان (منظورم نسل های قدیمی تر هستند، نه ما جوان های ناکام!) از سویی باعث گرایش مردم به پزشک شدن میشود (نه الزاما به دلیل علاقه به ماهیت این شغل) و از سوی دیگر باعث ایجاد شدن نگرش منفی به کسانی که در این شغل هستند میگردد!

۲. نحوه چگونه صرف کردن هزینه برای کسب و یا ارتقا سلامتی هم جالب است. ممکن است بیشتر مردم به جای پیشگیری (صرف هزینه برای ورزش، افزایش آگاهی، چک آپ، بیمه)، فقط برای درمان هزینه صرف کنند.

۳.  الویت بندی مسائل هم نکته در خور تاملی است. مثلا ممکن است بعضی افراد هزینه یک عمل زیبایی را بپردازند اما از صرف کردن هزینه برای ورزش به قصد کسب سلامت قلب و عروق خودداری کنند.  

۴. در نظر بسیاری از مردم انصاف نیست کسی بابت استفاده از نیروی فکریش دستمزد زیادی مطالبه کند. بنابراین پرداخت حق ویزیت چندان به چسب افراد نیست اما اگر به آنها گفته شود که باید برای استفاده از یک دستگاه (نظیر نوار قلب) یا مواد (داروی خاص) هزینه ای را پرداخت کنند برایشان قابل قبول تر است و این کار را راحت تر انجام میدهند.

۵. داشتن انگیزه مادی در دید مردم به معنای نداشتن تعهد است. در دید مردم پزشک باید از حق خودش بگذرد، در غیر این صورت فردی  غیر متعهد محسوب میشود که احتملا کارش را خوب انجام نمیدهد. گویی «پول بیشتر، دریافت کیفیت بهتر»، برای دکترها مصداق ندارد. اما علی رغم این که مردم دوست ندارند پول زیادی بابت حق ویزیت بدهند،  اگر پزشکی از آنها مبلغ کمی را مطالبه کند، ممکن است ناامید بشوند و در جست و جوی یک «دکتر حسابی» (اصطلاحی که خیلی ها برای دکترهای خوب به کار میبرند) برآیند! بنابراین کمال مطلوب پزشکی است که همه به او مبلغ زیادی میپردازند (پس لابد کارش خیلی خوب است!) ولی از «من نوعی» پول نمیگیرد (به دلیل آشنا بودن، یا شرایطی که «من نوعی» دارم و به دلیل آنها دوست دارم  استثنا واقع بشوم).  فکر کنم  این قانون گریزی و  ادعای همیشگی بحرانی بودن  شرایط و در نتیجه  توقع استثنا واقع شدن هم از عادت های ما ایرانی ها باشد.

 

۶.  از نشانه های فرهنگ متعارض ما همین که در نوشته بالا هر بار که واژه «پول» را به کار می بردم احساس ناخوشایندی داشتم، گویی مودبانه تر این است که از واژه هایی نظیر «هزینه» و امثال آن استفاده کرد!  بررسی  مکالمات مرتبط با پول و مادیات در روابط پزشک و بیمار هم خود نکته قابل تاملی است.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٩