چالش های فرا روی جامعه شناسی پزشکی در ایران

آیا در صورت تاسیس رشته جامعه شناسی پزشکی در ایران، این رشته با استقبال مواجه خواهد شد؟

به دلیل تراکم موجود در امتحانات کنکور قطعا هیچ رشته ای بدون داوطلب نخواهد بود. بنابراین شاید لازم باشد پرسش دیگری را مطرح کرد: آیا فارغ التحصیلان این رشته  موفق و قادر به تاثیرگذاری خواهند بود؟

برای بررسی سوال فوق و چالشهای فراروی فارغ التحصیلان جامعه شناسی پزشکی در ایران باید به دو سوال پاسخ گفت:

  1. چه تفاوتی میان فارغ التحصیلان این رشته و سایر رشته های جامعه شناسی وجود دارد؟
  2. سایر فارغ التحصیلان رشته های جامعه شناسی با چه چالش هایی مواجه هستند؟

شما چه نظری دارید؟

/ 8 نظر / 17 بازدید
از زندگي

سلام آقای دکتر از آشنايی با شما و وبلاگ خوب تون خوشحالم و براتون آرزوی موفقيت می کنم. احتمالاْ‌ بتونيم همکاری هايی در آينده داشته باشيم. متشکرم از اين که لينک وبلاگ مرا هم در اين جا قرار دادين. احتمالاْ پست هايی را که من در ارتباط با جامعه شناسی پزشکی داشته ام ديده باشين. با احترام

رويا

سلام ممنون که توضيح دادين.برام جالب بود که ميشه از اين طريق ديدگاه مديکال صرف رو تغيير داد.من خودم يک زمانی به اين نتيجه رسيده بودم که با ديدگاه صرف يک درمانگر نمی تونستم ادامه بدم.بنابراين سعی کردم حيطه ام رو تغيير بدم.ولی الان گاهی اوقات آدم اینجاحس شتر مرغ بهش دست ميده!!!! نميدونه بالاخره مرغ.شتر .يا شترمرغ!!!من تصور ميکنم رشته شما هم توی ايران بدون دانشجو نميمونه ولی اولا کم هستن کسانی که فيلد پزشکی رو ول کنن بيان توی اين حيطه و بعد هم بتونن با اون حس شتر مرغی که براتون گفتم کنار بيان!!! من يک سوال ديگه هم دارم و اون اينکه اين رشته در چه مقاطعی تدريس ميشه؟منظورم اينه که چه افرادی با چه تحصيلاتی ميتونن توي اين رشته ادمه تحصيل بدن...بازم ممنون موفق باشيد

دکتر پوريا صرامی

پاسخ به رويا خانم در مورد اين حس شتر مرغ کاملا موافقم. من الان هم پزشک و هم جامعه شناس هستم و به نوعی هيچ کدام نیستم! اما اين اسم گذاری ها مهم نيست و اصل اين است که من بتوانم يک کاری بکنم که مفيد باشد. قرار است رشته جامعه شناسی پزشکی در دوره دکترا تاسيس بشود (در دانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی). و فکر ميکنم هدف اوليه اين طرح برای جذب پزشکان بوده است، اما من شخصا اگر بتوانم در اين فرايند دخالت داشته باشم (مطمئن نيستم ميتوانم يا نه) با هر نوع محدوديت برای کسی که علاقه دارد مخالف ام. علاوه بر آن شايد بشود در دوره کارشناسی ارشد هم آن را تاسيس کرد. آخر سر اين که جای تدريس جامعه شناسی به دانشجوهای رشته های پزشکی و امثال آن خيلی خالی است. راستی حوزه کاری شما در چه زمينه ای است؟

ندا

پستی کوتاه با عنوان حقوق بشر و اختلالات روانی داشتید. گاهی این جور مباحث را که می بینم احساس می کنم دست کم این ها مساله ی جامعه ی ما نیست. (البته منظورم هم این نیست که شما چنین چیزی گفته اید.) اگر کسی چنین حرفی را توی جامعه‌ی ما بزند معلوم نیست سر آن بچه های طفل معصومی که مبتلا به این اختلال هستند چه بیاید! رها و نابود می شوند، چنان که من خود به چشم خودم دیده ام. بنابراین رواج چنین ایده هایی در ایران بسیار محتاطانه باید انجام گیرد و شاید اصلا الان وقتش نباشد! وقتی که تازه داریم مراجعه به روانپزشک و متخصص اعصاب و روان را جا می اندازیم! اما خوب در جامعه‌ی مثل انگليس شايد جای طرح داشته باشد!

رويا

به به چشم ما روشن که اين دانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی انگار قراره تکانی به خود بدهد!!!من فيزيوتراپی خوندم و الان در همين دانشگاه مذکور مديريت توانبخشی ميخونم.ميدونيد اگه بخواهیم به جای بدبین بودن واقع بین باشیم تجربه من با توجه به اینکه توی یه رشته تازه پا گرفته تو ایران دارم تحصیل میکنم میگه که: برای ایجاد یک رشته جدید کپی شیوه کار و طرح کاریکالوم درسی از سایر کشور ها مناسب جامعه دانشگاهی ایران نخواهد بود خصوصا توی این حیطه!!! چرا ؟!خوب لازم باشه میگم چرا ....موفق باشید

رويا

در ضمن ما اميدواريم شما سعی خودتان را بکنيد تا محدوديت نذارن!!! البته به قول معروف تو این حیطه ما داریم سنگ خودمان را به سینه میزنیم...

دکتر پوريا صرامی

نظر های جالبی مطرح شده است. خیلی ممنون. به همین دلیل ترجیح میدهم در مورد آنها در یک پست جدید صحبت کنم.

صبا

با سلام. من در حال حاضر جامعه شناسی میخونم و به نظرم یکی از حوزه هایی که در ایران بسیار دارای مسئله است حوزه پزشکی و مسائل مربوط به این حوزه است .و کارهای بسیاری در این حوزه باید انجام بگیره. اما کسی که میخواد کاری انجام بده باید کفش آهنین به پا کنه...... کافیه یک بار حتی برای عیادت پا به بیمارستانهای دولتی بزارین تا ضرورت ایجاد این رشته رو متوجه بشیم.