دستان شفابخش

«فلان دکتر دست اش شفاست! تا یک نگاه بهم کرد، فهمید مشکلم چیه و یک آمپول برام نوشت که فوری خوب شدم!»

این جمله ی آشنا، تلقی بخش عمده مردم را از  یک پزشک «خوب» نشان میدهد. این مفهوم را میشود در چند محور تفسیر کرد، از جمله:

اول عجله ای است که مردم برای خوب شدن دارند. بله، بیماری امر مطلوبی نیست که کسی دوست داشته باشد بیشتر طول بکشد، اما صبر کردن بخش گریز ناپذیری از زندگی است که به مذاق ما ایرانی ها خوش نمی آید. اگر قرار باشد هر بیمار فورا خوب شود، پزشک ناگزیر از استفاده بی رویه از روشهای تشخیصی و داروها و روشهای درمانی است. یعنی همین اتفاقی که الان در ایران رخ میدهد. نتیجه ی این امر، اتلاف هزینه بسیار و ضرر به سلامت افراد است. این عجول بودن در سایر رفتارهای ایرانی ها مشهود است. در رانندگی، یک لحظه انتظار، گویی هولناک ترین واقعه روی کره زمین است که باید به هر قیمتی  از آن اجتناب کرد! حتا به قیمت ایجاد مزاحمت برای دیگران و به خطر انداختن زندگی خود. مثال برای صبر نداشتن مردم زیاد است٬ کمی به اطراف خود نگاه کنید!

دوم، دست شفا کنایه ای مذهبی و ماوراءالطبیعه از قدرت شفا بخشی پزشک است که تا  جایی که من میدانم سند خاصی در منابع مذهبی ندارد و تنها یک باور عامیانه است. در عمل، پزشک یک فرد معمولی است که نیاز دارد شرح حال فرد مراجع را از او بپرسد، او را معاینه کند، و بعد اگر لازم بود به کتاب های خودش مراجعه نماید و در نهایت برای بیمار توضیح دهد که چه احتمالاتی برای او وجود دارد و بهترین گزینه ها برای درمان کدام ها هستند (به یقین رسیدن در بیشتر موارد اتفاق نمی افتد). اما برخی پزشکان  با سوءاستفاده از اعتقادات مردم سعی میکنند نشان دهند بسیار مذهبی هستند و یا دست کم مذهبی بودن خود را در بوق و کرنا به مراجعان یادآوری میکنند. جالب این که اگر کسی که مثلا انرژی درمانی میکند تظاهر به درمان بیماری ها با قدرت معنوی بکند، با واکنش مسولان مواجه میشود؛ اما من تا به حال نشنیده ام که با یک پزشک طب نوین به چنین دلیلی برخورد شود.  

/ 1 نظر / 13 بازدید
سيد مهران نحوی

از نکات ظریفی که در طب قدیم شاید بیشتر مورد توجه بوده اینکه انسان موجود پيچيده ای است که از دو جنبه مادی وروحی برخورداراست واين دو جنبه برهم تاثير متقابل دارند . راحتی هر کدام می تواند موجب آرامش ديگری شود والبته ناراحتی و بيماری هر کدام ديگری را متاثر ميکند. لذا در درمان بيماری های جسمی به مراقبت يا درمان معنوی هم توجه می شده است . البته گاهی اين روش درمان فیزیکی و جسمی به دلایل مختلف ازجمله فقدان دانش وابزار وداروی کافی ومناسب کاملاْ با درمان روحی جایگزین می شده است . بدتر آنکه این درمان معنوی نیز گاهی دست خوش خرافه و اوهام غلط میگردیده است . اخیراْ درگزارشی از روش بسیار موفق یک پزشک و محقق آمریکایی درکلینیک اختصاصی خودش مطالب جالبی رامشاهده کردم. او بیماران مبتلا به سوختگی را با روش درمان معمول دارویی و سایرمراقبت های ويژه با وبدون مراقبت های روحی ومعنوی خاص درمان نموده ونتيجه گرفته که تقريباْتمام بيمارانی که توئماْتحت مراقبت های جسمی وروحی قرار داشتند در مدت زمانی به مراتب کوتاهتر بهبود يافتند. البته شایدبه باور اين گروه از بيماران به درست يا غلط دست پزشک واقعاْ شفا بخش بوده است.