رقابت تعاریف در فرایند پزشکی شدن

از یک نفر انتظار میرود کار الف را انجام بدهد. اما فکر ب به ذهن او خطور میکند و او کار ج را انجام میدهد! مثلا یک دانش آموز که باید به درس معلم گوش بدهد، به تخیلات خودش مشغول است و به همین دلیل به پنجره خیره میشود.  اگر این فرایند منافع افراد دارای قدرت (والدین در خانواده، معلمان در کلاسهای درس...) را تهدید نکند، به عنوان مشکل محسوب نمیشود. اما اگر صاحبان قدرت از قبیل معلمان در مثال بالا از این فرایند ناراضی باشند، آن را به عنوان نوعی انحراف اجتماعی محسوب میکنند و در صدد کنترل آن بر میآیند. نکته دیگری که ممکن است توجیه کننده انحراف بودن آن فرایند باشد، تعریف هنجار بر اساس رفتارهای اکثریت است. 

انحراف اجتماعی چگونه کنترل میشود؟ بر اساس رفتار موردنظر و جامعه مورد بحث جواب میتواند متفاوت باشد و ارگان های کنترل کننده ممکن است نهادهای قانونی، مذهبی و حتا پزشکی باشند. برای دخالت کردن نهاد پزشکی، لازم است فرایند طبی نمایی (medicalization) طی شود. طبی نمایی مراحلی دارد از قبیل ذکر علت پزشکی برای فرایند مورد نظر در یک مجله علمی، پذیرش این تعریف از سوی افراد و نهادهای ذی ربط، در خاتمه نهادینه شدن تشخیص و درمان آن تعریف جدید پزشکی.

اما در این فرایند ممکن است رقابت هایی وجود داشته باشد. مثلا فرایندی که در ابتدای بحث توصیف شد ممکن است به سه صورت مختلف توجیه شود. از سویی اگر مهمترین مشکل فرد انجام نشدن کار الف (گوش نکردن به صحبت های آموزگار) تلقی شود، این فرایند میتواند به عنوان اختلال کم توجهی و بیش فعالی شناخته گردد و افکار ب و رفتار ج از نشانه های فرعی آن محسوب گردند. اگر محوریت با ورود ناخواسته افکار ب به ذهن قرار گیرند، فرایند میتواند وسواس فکری شناخته شود که منجر به رفتار جبری ج میشود و از عوارض جنبی آن نپرداختن به کار الف است. در پایان اگر تعریف پزشکی بر مبنای ارتکاب رفتار ج صورت پذیرد، این وضعیت میتواند به عنوان یک اعتیاد رفتاری شناخته شود و افکار ب و عدم پرداختن به الف هم خصوصیات جنبی آن خواهند بود.

برای یک محقق که فرایندی را با عنوان خاصی میشناسد، تقریبا غیرممکن است که بتواند سایر تعاریف رقیب را شناسایی کند. تمام موتورهای جست و جو بر اساس «کلمات» هستند. شما نمیتوانید از گوگل سوال کنید «این پدیده» را جست و جو کن. و در صورت نام گذاری متفاوت یک پدیده، اطلاع از سایر اسامی کار ساده ای نیست و علم ممکن است در مورد یک موضوع به طور جداگانه رشد کند (جزیره های علمی).

در پایان یادآوری کنم که تعاریف روانپزشکی ملاکی جسمی برای تشخیص ندارند.  تلاش برای افتراق بین حالتهای مختلف بر اساس موارد نمونه (typical cases) ممکن است اطمینان خاطری برای درمانگران ایجاد کند، اما در عمل مراجعان ممکن است آمیخته ای از حالات مختلف باشند و بالقوه این امکان وجود دارد که پزشکان مختلف برای یک بیمار خاص تشخیصهای مختلفی را مطرح نمایند. پدیده ای که در ایران همه ی ما کم و بیش تجربه آن را داریم.

/ 5 نظر / 21 بازدید
هومن/ گندم

سلام بسیار اموزنده بود ممنوم با اجازه شما را لینک کردم

از زندگي

سلام دکتر صرامی عزيز خيلی خوب نوشتيد و توضيح داديد. اون قسمت پزشکی شدن به نظرم از همون کتاب مفاهيم کليدی نقل کرده بوديد. درسته ؟! آشنا اومد برام :) در ضمن اخيراْ با آقای وداد در سمينار رحم جايگزين که صحبت می کرديم ذکر خير جنابعالی شد. می دانيد که ايشان هم به مفهوم پزشکينه شدن علاقمند هستند. با ارادت

پوريا صرامی

سلام خانم دکتر احمدنيا با تشکر از نظر شما. خوشحال میشوم که با انتقادات شما بتوانم دیدگاههایم را اصلاح کنم، چرا که این مطالب بخشهایی از تز من را تشکیل میدهند و نظرات شما به من کمک خواهند کرد امتحان وایوای بهتری داشته باشم. بله مراحل طبی نمایی یا پزشکينه شدن (این واژه را بعد از مکالمه ای که داشتیم، فراموش کرده بودم!) را آقای دکتر گیب در آن کتاب توضیح داده اند، البته در خصوص طبی نمایی بیش فعالی آقای پیتر کونراد هم مقالاتی دارند. در خصوص ترجمه این واژه، از سویی واژه پزشکینه شدن یا کردن زیبا تر است، و از سوی دیگر «طب» شاید مفهومی وسیع تر داشته باشد که شامل تمام اقدامات انواع روشهای درمانی از جمله روانشناسی هم بشود در صورتی که «پزشکی» گاهی مفهومی متفاوت از «روانشناسی» میگیرد. از سوی دیگر هر چند پزشکی ترجمه لغتی مدیکال است، ولی در مکالمات انگلیسی مفهومی که از این مدیکالیزیشن گرفته میشود شامل تمام انواع روشهای طبابت است. نمیدانم نظر سایر دوستان و همکاران چطور است؟ با تشکر مجدد از شما.

پژمان

جناب دکتر!از نظرات شما استفاده کردم تا به حال از این جنبه به قضیه نگاه نکرده بودم

از زندگی

سلام آقای دکتر صرامی عزيز به نظرم اصطلاح طبی نمايی که شما به کار می بريد هم ترجمه ی خوبی است. سعی می کنم آن را هم به کار ببرم تا ببينم عملاْ کدام بهتر جا می افتد. در مورد مطلبی که در کامنت اخير نوشته بوديد مراجعه کردم اما هنوز انگار آن را اينجا منتشر نکرده ايد.