اروتیک نمودن

افراد مونث گاه به گونه ای اروتیک (erotic) تلقی میشوند که گویی این امر از خصوصیات ذاتی شان است. در این نوشته پیشنهاد میشود که اروتیک بودن یک مفهوم ساخته شده (constructed) و وابسته به زمان و مکان و افراد مرتبط است. یک فرد که برای یک شخص و مکان و زمان خاص اروتیک محسوب می‌شود ممکن است برای شخص یا مکان و زمان دیگر این طور نباشد.

 

 

برخی امور که پیش تر اروتیک نبوده اند ممکن است طی فرایند اروتیک نمودن (eroticization) تبدیل به یک امر اروتیک شوند. مراحل این فرایند به گونه ای است که آن امر خاص توسط برخی افراد به عنوان یک امر اروتیک معرفی و سپس این تعریف به گونه ای گسترده در جامعه پذیرفته می‌شود. فرایند اروتیک نمودن یک راه یک طرفه نیست. گاهی در یک جامعه یک امر که اروتیک است، غیراروتیک (deeroticized) شده  و سپس ممکن است دوباره  بازاروتیک (reeroticized) گردد.

در ایران بسیاری از ویژگی‌های افراد مونث از قبیل موی سر آن‌ها اروتیک محسوب می‌شود . در کشورهای دیگر، حتا کشورهای مسلمان دیگر، موی سر ممکن است اروتیک نباشد و فرایند اروتیک نمودن موی سر زنان طی نشده باشد. در این جا بحث قانونی حجاب مد نظر نیست، بلکه نکته این است که آیا بیشتر مردم در یک جامعه موی سر را به عنوان یک امر اروتیک در نظر می‌گیرند یا نه. مثلا درمالزی فرایند اروتیک نمودن به گونه‌ای متفاوت از ایران طی شده است و زن‌های مسلمان ممکن است در عین پوشیدن مقنعه و پوشاندن کامل موها، بلوز آستین کوتاه بپوشند.

 فرایند اروتیک نمودن روند متغیری دارد و می‌تواند موارد جدیدی‌ از قبیل «چکمه» را در برگیرد . در ایران به ندرت مردها هم در این فرایند قرار گرفته و برخی خصوصیات آن‌ها هم ممکن است اروتیک-نموده (eroticized) شود.

 

اروتیک نمودن می‌تواند علاوه بر خصوصیات  جسمی یا ظاهری،  رفتارها را هم  دربرگیرد. مثلا بوسیدن مرد و زن در انگلستان الزامن یک عمل اروتیک نیست، اما در ایران هست. برعکس به دلیل رسمیت داشتن هم‌جنس‌گرایی در انگلستان، بوسیدن بین دو مرد اروتیک محسوب میشود، ولی در ایران این گونه نیست.

 برخی مسائل دیگر که در ایران اروتیک-نموده شده اند عبارت اند از حضور زن و مرد در یک محیط یا نشستن آنها کنار هم، برقراری تماس چشمی میان مرد و زن  و یا هر نوع  تماس جسمی میان زن و مرد. این موارد در کشورهای دیگر الزامن اروتیک نیستند. برعکس، گاهی مواردی که در ایران اروتیک نیستند ممکن است در کشورهای دیگر اروتیک باشند مثل رانندگی کردن زنان در عربستان.

  نکته‌ی جالب این است اگر چه زن‌ها در ایران به گونه ی گسترده ای اروتیک-نموده شده‌اند اما این امر جنبه ی انفعالی دارد و هر نوع میل اروتیک در افراد مونث انکار و مخفی می‌شود. برای مثال در برخی اخبار که زن‌ها به روابط  جنسی شان اشاره می‌کنند بدون استثنا از واژه‌های اذیت و آزار و یا اغفال شدن استفاده می‌شود. به همین خاطر، با وجود اروتیک-نموده بودن بسیار زن‌ها، بوسیدن یک زن توسط زن دیگر پذیرفته شده است، چون دو طرف فاقد انگیزه ی جنسی محسوب می‌شوند.

 علت فرایند اروتیک نمودن چیست؟ شاید به نظر برسد تاثیر گرفتن از دستورات دینی تنها ریشه‌ی آن باشد. اما وجود تفاوت در شکل و میزان فرایند اروتیک نمودن در جوامع دینی و کشورهای مختلف بحث را پیچیده می‌کند. شاید یکی از نکات مهم این باشد که اروتیک نمودن می‌تواند به عنوان سمبلی از قدرت نهادهای مختلف اجتماعی تلقی شود.

 

 

/ 4 نظر / 56 بازدید
رفیعی

مطلب تفکربرانگیزی بود و لذا ممنون. اما چند نکته: 1. شهوانیدن را برای اروتیسایزیشن پیشنهاد میکنم. مصدر برساخته (جعلی سابق!) از صفت شهوانی = اروتیک. عین همان کاری که خود انگلوساکسونها کردند. حسنش در اشتقاق پذیری آن است: شهوانیده = اروتیسایزد. 2. اگر واقع بینانه تر نگاه کنیم شهوانیدن تماما اجتماعی نیست و زیست شناسی هم سهم مهمی دارد. لذا بخشهایی از این فرایند احتمالا همگانی = یونیورسال یا تقریبا همگانی و لذا مستقل از فرهنگ خواهد بود. مثلا پستان زنان عضوی استکه در غالب فرهنگها شهوانی تلقی میشود و این احتمالا منشا زیستی دارد نه فرهنگی. 3. به نظر من حکم حجاب با این فرایند کاملا مرتبط است: خداوند میخواهد اعضای شهوانی (زیستی) یا شهوانیده (اجتماعی/فرهنگی) پوشانده شوند. پس شاید مصادیق این حکم کلی در جوامع/فرهنگهای مختلف با هم فرق داشته باشند.

noora

matlabe besiar mofidi bood az shoma moteshakeram.

شمن

به نظر من بازخورد اروتیک در جامعه ما چندان هم بد نیست. و باعث لذت بیشتر دو طرف از همدیگر میشود. چه بسا تعالیم دینی در جهت ایجاد لذت بیشتر در افراد(لذت) باشند

رهگذر

در مقدمه کتاب ضیافت افلاطون که به چاپ رسیده متنی وجود دارد. پاراگرافی از این مقدمه را در اینجا قرار می دهم: " در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ..چرا؟؟ چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند " کتاب ضیافت از افلاطون ضیافت افلاطون مقدمه از در کتاب ظیافت مقدمه ضیافت افلاطون ضيافت افلاطون مقدمه ضي