گواهی پزشکی

همه ما تجربه استفاده از گواهی پزشکان برای موجه کردن غیبت خود از محل تحصیل یا کار را داریم. یک نکته جالب این است که در مدارس ایران گاهی اوقات خواسته والدین اهمیتی ندارد و دانش آموزان تنها در صورت «بیمار بودن» حق غیبت دارند! و همین طور در ادارات و سربازخانه ها برای مرخصی داشتن سخت گیری میشود. در حالی که هر انسانی باید حرمت داشته باشد و تا حد معقولی بتواند برای خودش تصمیم بگیرد! جالب است بدانید در بریتانیا والدین حق دارند تا سقف معینی در یک سال تحصیلی (مثلا دو هفته) برای فرزندانشان در خواست غیبت کنند. نبود این امر  در ایران، تقاضا برای گواهی پزشکی را افزایش داده است و مردم پزشکان «مهربانی» که راحت گواهی میدهند را شناسایی میکنند. یک بار شاهد بودم که ناظم یک مدرسه راهنمایی به دانش‌آموزان اعلام نمود که از این پس گواهی های فلان دکتر مورد قبول ما نیست! من با چنین تجربه هایی آرمان خود را دقت عمل در ارائه گواهی میدانستم و به خاطر دارم در دورانی که به عنوان کارآموز پزشکی طبابت میکردم، سربازانی که «تمارض» میکردند را پس از معاینه و تشخیص سلامت «جسمی»، مجددا روانه پادگان مینمودم. اما بعدها (در دوران سربازی خودم!) یاد گرفتم که «تألم»، فقط جسمی نیست.  مسولیت یک پزشک فراتر از بررسی جسم فرد مراجعه کننده است؛ حتا اگر آن فرد تنها با همان شکایت جسمی مراجعه کرده باشد. اگر من میدانستم که  أن سربازها در محیطی هستند که افسرده بودن شان، نشانه ای از ضعف آنها محسوب میشود و تمارض ممکن است آخرین حربه یک انسان درمانده برای گریز از فشارهای محیطی باشد، شاید به گونه ای متفاوت رفتار میکردم.

/ 7 نظر / 93 بازدید
از زندگي

سلام جناب دکتر صرامی عزيز به نظرم در اين جا هنوز درگير چارچوب های مفهومی پارسونزی از نقش پزشک هستيم. در مورد تجديد نظر شما به عنوان پزشک در اولويت دادن یا در نظر گرفتن علائم روحی در کنار نشانه های جسمی در ارتباطی که با بيمارتان برقرار می کنيد خوشحال شدم. کاش اين نکات را می شد به دانشجويان پزشکی نيز آموزش داد. جامعه شناسی پزشکی نياز دانشکده های پزشکی نيز هست.

هومن/ گندم

سلام چه اقای دکتر مهربان و دوست داشتنی البته من مشکل سربازی نداشتم شايد يک دفعه هم از گواهی پزشک به صورت دروغين استفاده کردم اما نوع نگرش شما بسيار دست داشتنی هست

پوریا

ممنون از محبت شما، اما من موافق دروغ نیستم! منظور من این است که پزشک باید دید وسیعتری داشته باشد. مثلا اگر سربازی که به شدت افسرده شده و تمارض کرده به پادگان برگردد و در آن جا خودکشی کند، جای تاسف دارد. من یک بار پیرمردی را در بخش مسمومین دیدم که خانواده اش از خانه اش بیرون اش کرده بودند و او سم خورده بود. حال او از نظر پزشکی بد نبود و از نظر همکاران باید مرخص میشد اما من فکر کردم اگر ما او را از بیمارستان مرخص (بیرون!) کنیم او ممکن است مجددا خودکشی کند، بنابراین با کلی دردسر توانستم (به قیمت مواخذه شدن از سوی پزشکان بالادست) او را در بیمارستان دیگری بستری کنم. پیرمرد که دید وجود او برای من اهمیت دارد از نظر روحی دگرگون شد و آن طور که به من گفت به زندگی امید دوباره پیدا کرد. من با خودکشی کردن یا دروغ گفتن موافق نیستم، اما وظیفه پزشکان میدانم که آن افراد را درک و اگر میتوانند به آنها کمک کنند.

نيکی

احسنت بعضی وقتها روح ادم دچار تنگنا میشه که به نظر من دکتر به راحتی می تونه تشخصی بده این آدم از سر تنبلی هست یا واقعا به تنگ اومده که درخواست گواهی می کنه حتی دکتر می تونه دوستانه سوال کنه که مشکل چیه و چرا گواهی می خواهی من اگه در چنین شرایطی باشم و دکتر ازم دلیل بخواد بهش توضیح می دم اما متاسفانه در اکثر موارد دکترها نمی پرسند حالا چه گواهی بدند یا ندند

آيدا

خوشحالم که با وب شما آشنا شدم.. به نظرم می تونم خيلی چيزا ازتون ياد بگيرم .. شایدم یه روز مجبور بشم واسه یه گواهی فرار از فشار های محیط کاری و پیشگیری از بیماری های مهلک احتمالی مزاحمتون بشم خب البته این که شوخی بود چون به من اگه مرخصی ندن به زور میگیرم بر فراز بمانيد

محمد

سلام. يادم هست در دوران دانشگاه يکی از دوستان برای موجه کردن غيبت امتحان به دکتر مراجعه و تقاضای گواهی الکی کرد و دکتر هم نووشت. نوشت گلو درد شديد و آنژين شديد. برای مهم کاری يه نسخه هم کنارش صادر کرد که محتوی پنی سيلين و .... / جالب اين جاست که بعد از ۲روز ايشون کاملا و اين بار واقعی مريض شد و درست به همان شدت و علايم در گواهی و دقيقا همان نسخه هم برايش پيچيده شد.

پوريا صرامی

با تشکر از دوستان، چند نکته تکمیلی: اجزای مختلف جامعه به هم ربط دارند. اگر در نظام آموزش و پرورش، خانواده، و رسانه ها فرهنگ صداقت و راستگويی رواج داده نشود، و اگر مدارس و محيط های کاری با کارمندانشان مثل انسان برخورد نکنند، پزشک ها با چنان تقاضاهايی بيشتر مواجه ميشوند. راستگويی يک ارزش است. و پزشکی که تشخيص دهد بيمارش به افسردگی مبتلا است (نه شکايت جسمی که خودش عنوان کرده است) ميتواند برای او درخواست استراحت کند و کار بدی هم نکرده است. نکته آخر اين که چرا در جامعه ما اگر من خودم تشخيص دهم که حالم خوب نيست و نياز به استراحت دارم از من قبول نميشود و حتما بايد از يک «متخصص» نامه بياورم؟ امکان سوءاستفاده مردم وجود دارد؟ آيا در وضعيت فعلی امکان سوء استفاده وجود ندارد؟